پيش از دستور: سلام به دوستان عزيزم ... می خواستم ازتون معذرت خواهی کنم به خاطر اين که يه مدتی بود که حال روحی خوبی نداشتم، واسه ی همين هم به زور بلاگ رو به روز می کردم و حتی خبررسانی هم نمی کردم، همين طور، نمی تونستم به دوستانم و بلاگشون سر بزنم ... از اين بابت از همه معذرت می خوام. الآن خوبم و مثل هميشه سعی می کنم در حد توان خودم اطلاع رسانی تحليلی انجام بدم. بازم ممنون از اين که به ياد من هستيد ... اميدوارم که در ادامه ی بحثای ماه گذشته هم شرکت کنيد ... ممنون ...
پنجشنبه 6 دی1386 ساعت: 18:23 توسط:مهدی شرع پسند
بحث درباره ی احکام قران درباره ی موضوع ترانس سکسوالیزم موضوع بی فایده و پرتیه جسارتا چون در زمان نزول قران اصلا این موضوع نه چندان مبتلا به بوده ونه چندان پذیرفته شده ونه چندان مطرح نه چندان مقبول ونه چندان اخلاقی که بخواد توی قران مطرح بشه همین فقهای عزیز ما که سرمایه های اسلام هستن بعد از 1400 سال الان از این موضوع بی خبرند که امیدواریم با کوشش شکما به زودی خبر دار بشوند واحکام لازمه را صادر کنند به خصوص من به روشن بینی فقهایی مثل آیه الله صانعی که در سن جوانی به درجه اجتهاد رسیده اند امیدوارم
جواب به مهدی شرع پسند: راستش ... خب ... اين بحث خيلی بنيادی تر از اون چيزيه که بشه توی چند خط بهش جواب داد ... ولی خب ... اين طوری سعی می کنم جواب بدم: فرض می کنيم که حرف شما قبول و درست ... و اون موقع چنين چيزی نبوده و غيره ... اگه قرار باشه قرآن که ما معتقديم که برنامه ی زندگی انسان هاست به اون نپرداخته باشه، به اين دليل که اين موضوع چندان مطرح نبوده، پس اين يعنی اين که کسی که اون رو فرستاده فکر آينده رو نکرده ... بلکه يک برنامه ی موقتی فرستاده برای يک دوره ی خاص ... بنابراين، کسی که اون رو فرستاده «دانای کل» نبوده و نقص داشته ... بنابراين خدا که فرستنده ی اونه دچار نقصان می شه ...
ولی اولاً اين که به استناد مطالبی که در پست گفت و گو های مهر ماه - قسمت چهارم و همراه با اسناد تاريخی درباره ی تاريخچه ی ترنسکشواليزم نوشته ام، اين مطلب در همه ی دوران ها و در همه ی جوامع بشری بوده ... ثانياً به استناد علل ثبوتی وجود واجب الوجود، خدا وجود داره و به استناد صفات ثبوتيه ی واجب الوجود، خدا عالم است ... بنابراين، مطلبی که برای ما فرستاده برای همه ی اعصار فرستاده ... کافيه که فقط در اين برنامه ی حيات دنبالش بگرديد ... جواب تمام سؤالات زندگی تون رو می تونيد توش پيدا کنيد ... البته فقط زمانی به سراغش بريد که به اين کتاب ايمان داريد وگرنه بنا بر گفته ی خود قرآن، دچار گمراهی می شيد (سوره ی آل عمران – آيه ی 7):
هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَيْک الْکتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْکمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِی قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّکرُ إِلا أُولُو الألْبَابِ
او کسی است که اين کتاب [آسمانی] را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آيات «محکم» [صريح و روشن] است که اساس اين کتاب می آورد [و هر گونه پی جويی در آيات ديگر، با مراجعه به اين آيات برطرف می شود] و قسمتی از آنان، «متشابه» است [آياتی که به دليل مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن می دهند. ولی با توجه به آيات محکم، تفسير آن ها آشکار می شود]. اما آن ها که در قلوبشان انحراف است به دنبال متشابه رفته و امتحان شوند تا به تأويل کردن آن در دين، راه شبهه و فتنه گری پديد آرند. در حالی که تفسير آن ها را، جز خدا و اهل علم، نمی دانند. و اهل دانش گويند: ما به همه ی آن کتاب ايمان آورديم که همه ی [مطالب] محکم و متشابه قرآن از طرف پروردگار ماست و بر اين دانش و اين معنی جز خردمندان متذکر نمی شود [و اين حقيقت را درک نمی کنند]
¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.
سه شنبه 11 دی1386 ساعت: 13:26 توسط:آراد
سلام عزیز.من همیشه دوست داشتم یکی کامل در مورد shemale ها توضيح بده ازت ممنونم.راستی من با خانواده صحبت کردم می خوان بيان تهران و من شديدا به کمک نياز دارم می تونی با هام چت کنی يا تو وبلاگم قست نظرات بهم بگی اومدم اونجا چيکار کنم؟راستی باورم نمی شه.از مامانم پرسيدم دوست داری اسمم چی باشه گفت نيما.ولی بهش گفتم اسممو آراد گذاشتم گفت باشه حالا اينو چيکار کنم.پريسا خيلی خوشحالم کاش به نتيجه برسم راستی می خوام بيام تهران زندگی کنم می تونی باهام در اين مورد صحبت کنی بهتون نياز دارم.
ممنون
جواب به آراد: اگه بخوام بهترين راه رو بگم، اين جوريه که وقتی اومدی تهران، اول بايد بری پيش يه روان شناس ... بعضی از روان شناس ها سريع کارت رو راه می اندازند ... ولی به شخصه به هر کسی که می خواد اين پروسه رو بگذرونه پيشنهاد می کنم که بره با خانواده اش پيش «دکتر فريدون محرابی» ... اون تقريباً تنها روان پزشکی هستش که تخصص داره توی اين زمينه و حرفش واسه ی همه به عنوان سند قطعی حساب می شه ... هر چند، خيلی بد وقت می ده و مشکل می شه ازش وقت گرفت ...
به هر حال، بعد از مراجعه به روان شناس و تشخيص از طرف اون، ازش نامه ی معرفی خودتون رو به عنوان ترنسکشوال به مراجع ذی صلاح می گيريد ... بعد از نامه ی روان پزشکی، نامه رو همراه با يه دادخواست خطاب به دادستان کل استان تهران می بريد می ديد دادگاه ميدون ارگ (ميدون 15 خرداد) سريع کارتون راه می افته ... البته می شه برد به دادگاه محل سکونت ... ولی خب ... اين جا چون همه چيز به هم نزديکه، هم کارتون سريع تر راه می افته و هم لازم نيست هزار بار توضيح بديد که اين ترنسکشوال يعنی چی و هی الکی اين ور اون ور بدووننتون ...
به هر حال، بعد از تحويل نامه و دادخواست، بعد اونا واسه تون پرونده درست می کنند و يه نامه می دن بهتون و می فرستنتون پزشکی قانونی (که همون نزديکی هستش، کنار پارک شهر، از هر کی بپرسيد از کسبه، بهتون نشونش می دن). اون جا می ريد با دو قطعه عکس و 6-7 تومن پول، يه پرونده براتون درست می کنند، بعد هم کميسيون تشکيل می دن که هر چی پسرونه تر و با اخلاق و ظاهر پسرونه (و واسه ی ترنسکشوال های M2F هر چی دخترونه تر و با ظاهر دخترونه تر) بريد و همين طور با خانواده بريد بيشتر به نفعتون هست ... کل کارای دادگاه و پزشک قانونی رو می تونيد توی يه روز تمومشون کنيد ...
کميسون تشکيل می شه و بعد از چند تا سؤال و جواب، واسه تون يه نامه می نويسند که بريد انستيتوی روان پزشکی تهران (واقع در ستارخان، خيابون نيايش) اون جا هم که بريد با اون نامه هه پروسه ی بررسی صحت بيماری اتون شروع می شه ... يک جلسه ويزيت می شيد، بعد، يک جلسه کلينيک اختلالات جنسی براتون می ذارن، بعد يه جلسه هم کلينيک اختلالات برای شما همراه با خانواده اتون می ذارن، بعدش هم ازتون يه تست رورشاخ و يه تست MMPI می گيرن .. همين طور نتيجه ی آزمايش های هورمونی و ژنتيکی اتون رو هم می خوان ... بعدش هم پروسه ی روان شناسی شروع می شه ... اين پروسه 6-7 ماه طول می کشه ...
همين طور می تونيد برای آشنايی با ترنسکشوال های ديگه و کمک هزينه ی درمانی، بريد بهزيستی مرکز شهيد نواب صفوی (ميدون شهيد محلاتی) ... اون جا هم يه پرونده تشکيل بديد واسه ی اين که کمک هزينه ی درمانتون رو بدن ... جای خوبيه و تقريباً مرکز ترنس ها شده اون جا ...
ببينم ... اين مقدار اطلاعات واسه ی شروع، کافی بود يا بيشتر می خوايد بدونيد؟ ... اگه هم کمک ديگه ای ازم بر می اومد بگيد ...
¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.
سه شنبه 11 دی1386 ساعت: 14:49 توسط:coldplaying
سلام پریسا جون، از اینکه دیر سر زدم معذرت، عزیزم سرم شلوغ بود.
این پست و پست قبلی رو خوندم.
راجع به حقوق زن راستش مسأله اینه که کلا می خوایم از دید ِ دین و مذهب بهش نگاه کنیم یا نه.من با قوانین ِ این کشور مشکل دارم, و به هیچ وجه نمی تونم این تبعیضا رو قبول کنم. حالا هر استدلالی هم که می خواد پشت بندش باشه، باشه!
راجع به حقوق هومو ها . . . راستش من همیشه فکر می کنم که تعصب چیز ِ خوبی نیست. و البته همیشه فکر می کردم ترنس ها که درد رو می فهمن، باید همدردای خوبی هم باشن! دلارام جون من ترنس نیستم اما همیشه پشتیبان ِ کسایی هستم که از نادونی ِ مردم رنج می کشن. و واقعا" نمی فهمم دلیل ِ اینکه شما با دفاع از حقوقِ هومو ها مخالفید چیه؟!؟ البته یه چیزیو می فهمم و اونم اینه که من هم می بینم که همیشه وقتی اسمی از ترنس برده می شه میگن "إإإ ترنس همون هومو ِ؟" این حالت واسه خود ِ منم زیاد پیش اومده. و من یه جورایی به ترنسای عزیز حق می دم! ولی آخه عزیزم راه ِ حل ِ این مشکل مگه چیزی جز آگاهی دادن به مردمه؟
جواب به ColdPlaying: از مسأله ی حقوق هوموسکشوال ها که به دليل تکراری بودنش بگذريم، در مورد حقوق زن، راستش ... مسأله اينه که ما خودمون حقوق خودمون رو درست نمی دونيم، بعد هی می گيم قبول نداريم اين وضع رو ... خيلی از ما ها حتی يک بار هم قرآن رو نخونديم، بعدش می گيم که اسلام رو قبول نداريم، چون فلان آخوند، در فلان زمان، فلان صورت رفتار کرد ... بعدشم می ريم و گردنبند نماد زرتشتی دور گردن می اندازيم و می گيم که ای کاش فلان صورت بوديم و يا می ريم فلان دين و فلان مکتب رو دنبال کنيم و می گيم که مال ما بده ... می ريم می گيم اين جا بده و بايد از اين کشور هر طوری شده بريم بيرون ... شما يه بررسی ای توی همين فرهنگ خودمون، همين دين خودمون بکنيد، می فهميد که اين چيزی که داره اجرا می شه ناشی از نادانی ملت ماست که نمی دونند دين ما چيه، و هر چی بهشون ديکته می شه رو يا می پذيرند يا ازش بيزار می شن ...
راستش، وقتی که خودمون رو خوب بشناسيم اون موقع هست که می تونيم تصميم بگيريم که چه کاری بکنيم ... اول خودمون رو بشناسيم، اگه واقعاً بد بود، اون موقع هر تصميمی بگيريم درست ... اين مسأله در مورد زبان هم - که توی پست گفت و گو های آبان ماه و آذر ماه - قسمت دوم بهش پرداخته بودم - صدق می کنه ... Know Thyself
¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.
سه شنبه 11 دی1386 ساعت: 15:15 توسط:شراره
وای پریسا جون دارم دق می کنم . یعنی من یه شیمیت هستم.
دارم دق میکنم. میدونی چیه پریسا جون من یه ذره چاق هستم و پستا نهای من خیلی بزرگ هستن. مگه هر ترنسی با یکی را بطه ی جنسی داشته باشه . پستا ن هاش بزرگ باشه یه شمیته. به خدا من بد کاره نیستم. دکتر هم رفتم ازمایش هم دادم سونوگرافی هم کردم من از نظر جنسی کاملا مردم(مرده شوره شو ببرن). پریسا جون به من بگو که من یه ترنسم. اخه مگه را بطه ی جنسی بده.
جواب به شراره: در مورد مطلبی که درباره ی She-male ها توی بلاگم گذاشته بودم و تو نگران شدی بايد بگم که اولاً در مورد سينه ها احتمالاً اون ها به خاطر چاقی هستند ... ولی اگه می خوای مطمئن بشی، آزمايش ژنتيک و همين طور آزمايش هورمون جنسی بده ...
در مورد اين که She-male هستی يا نه، بايد بگم که She-male يک نوع نيستش ... مثل کلمه ی «زن فاحشه» و «مرد ژيگولو» هستش ... انحراف اخلاقی در نوع جنسی خاصی است اين She-male ...
در مورد رابطه ی جنسی هم بايد بگم که ... من در مقامی نيستم که بتونم بگم اينو ... اين که رابطه ی جنسی صحيح است يا نه، به اعتقادات اخلاقی هر کسی بر می گرده ... ولی در کل، اين مسأله اگه از هدف غايی اون خارج نشه ... يعنی اگه با يک نفر باشه و به قصد ازدواج، باز حداقل يه خورده منطقی هستش ... البته، بازم می گم ... من در مقامی نيستم که بتونم درباره اش نظر بدم ...
(ادامه دارد ...)
![]()