تبليغاتX
... پری سای خسته ... - گفت و گو های دی ماه - قسمت اول
آوارگی های يک ترنسکشوال M2F

 

پيش از دستور: سلام دوستان ... ممنون که هميشه با اين بلاگ بوديد ... ماه قبل هم گذشت و نوبت گفت و گو های اين ماه رسيد ... البته چون کم بود ... سريع تموم می شه و به مطالب اصلی می رسيم ... اميدوارم که توی گفت و گو های اين ماه هم شرکت کنيد ...

 


 

 

یکشنبه 2 دی1386 ساعت: 23:13 توسط:علیرضا

 

کامل نخوندم ولی انگار نوشتی بودی با دستکاری فیزیکی مغز یه فرد ترنس جنسیتشو قبول می کنه...

واسه من قابل قبول نیست چون مغز بخاطر روح این حالتو داره...

شاید اون آدم یادش بره که چی بوده و چی میخواسته اصلا شاید برعکسشو بخواد اما مطمئنم مشکلات روحی بدتری میگیره...

 

 چهارشنبه 5 دی1386 ساعت: 2:3 توسط:مهدی شرع پسند

 

چرا تغییر جنسیت رو به عنوان درمان ذکر نکردید ؟اگر اصالت رو به روح یا احساس شخص درباره ی خودش بدهیم شخصی که فکر می کند مونث است مونث است پس درممانش این نیست که مغزش را برداریم تا مذکر بماند بلکه درمانش این است که جسمش را تابع روحش کنیم می توانم حرفم را به خوبی بگویم؟

 

جواب به علی رضا و مهدی شرع پسند: درسته ... اين روش مثل پاک کردن صورت مسأله است ... ولی خب ... از طرف خانواده های افراد ترنسکشوال (به عنوان مثال، خانواده ی خودم در حدود 10 سال پيش) خيلی خواهان داره ... چون هم ارزونه و هم سريع ... ولی خب ... اين بيشتر به اين بر می گرده که خانواده دلشون می خواد که بچه هاشون «مال» خودشون باشه ... به قولی، چوپان ادعای تملک گوسفند می کنه ... حالا از عوارض اين روش که در همون پست گفتم، بگذريم ...

در مورد روش جراحی هم ... اگر صبر کنيد اون رو هم می ذارم ... به هر حال، اون بخش، بخش «کلينيک درمان» هستش و سعی می شه که به همه ی مسايل درمانی بپردازه ... چه تشخيص بيماری، چه درمان روانی، چه درمان جراحی، چه کار های زيبايی و بهينه سازی های اضافی و ...

 

¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.

 

 پنجشنبه 6 دی1386 ساعت: 0:17 توسط:علیرضا

 

از اونجا که من کلا هیچی رو متوجه نمیشم

اینجا رو زیاد متوجه نشدم که بالاخره چه کسی بر چه کسی ولایت داره؟؟؟

هر دو طرفو گفتن نداره که...!

یعنی دوستان میگن چون مرد شد باید داشته باشه...

مگه زن با مرد فرق داره آخه؟؟؟

یعنی از نظر علما هر دو طرف تغییر جنسیت داده زن هستند!!!!!!!!!!

من اینجوری فهمیدم...

اگه آره که باید تو همه چی شک کنیم و کنند...!!!!

الله اعلم!

درست متوجه نشدم

 

پنجشنبه 6 دی1386 ساعت: 21:7 توسط:علیرضا

 

ولی یه نکته!

کلا به آدم ترنس ولایت بچه ها رو ندادن

یعنی اف تو ام یا ام تو اف هر چی باشی تغییر جنسیت بدی به بچه هات ولایت نداری

خوب اگه این مسئله باشه که نمیشه گفت هردو طرفو زن میدونن

بهتره بگیم به هردو طرف ولایت نمیدن

هان

روشن سازی کن ژ...

ببخشید

پریسا جان

 

جواب به علی رضا: راستش، توضيح کامل رو توی پست گفت و گو های آبان ماه و آذر ماه - قسمت اول دادم ... ولی خب ... با توجه به اين که در مقامی نيستم که بخوام بگم که منظور دقيق اون ها چی بوده، واسه ی همين هم به اون چيزی که واضحه اکتفا می کنم ... بنابراين نمی شه نظر داد که منظور، اون چيزيه که شما گفتيد ...

 

¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.

 

جمعه 7 دی1386 ساعت: 12:6 توسط:امید

 

زین پس به جای واژه ی غریب و نامانوس تغییر جنسیت بفرمایید تغییر جسمیت!!!

جنسیت ما از همون اولم مشخص بوده فکر کنم همه موافق باشن

 

جواب به اميد: راستش .. شايد حق با تو باشه - که هست! - ولی خب ... اين کلمه رو به صورت تحت اللفظی از کلمه ی لاتين «Transsexual/Trans gender» ترجمه کرده اند که به همون معنی تغيير جنسيت، البته به معنی دقيقش: «تغيير اندام جنسی» هستش.

 

¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.•¨¯`•¸¸.

 

جمعه 7 دی1386 ساعت: 16:41 توسط:آیینه

 

پریسای عزیز سلام

اولش اینو بگم که بهت غبطه خوردم وقتی شنیدم تا عید عمل می کنی. خوش به حالت. آفرین که بالاخره موفق شدی تصمیم بگیری. فقط نمی دونم ایران عمل می کنی یا خارج؟

دوم اینکه مطرح کردن بحث هایی مثل ارث و ولایت فرزند کار خوبیه و ای کاش اگر وقت داری اینو به گوش یک دست اندر کار برسونی

سوم اینکه خدمت مونا و دوستان عزیز دیگری که هنوز در تردید به سر می برند بگم عزیزم اگه فکر می کنی 23 سال داری و فقط به خاطر تراجنسیتی بودن اسیر شدی معطل نکن و هر چه سریع تر عمل کن و خودت رو آزاد کن. این سالها سالهای طلایی عمر هستن. مطمئن باش اگر دست دست کنی و سنت بالاتر بره نه تنها عمل کردن سخت تر می شه بلکه ذوق تو برای رسیدن به آرزوی همیشگیت از بین می ره. بعدش می شی مثل من. 27 سال از سنم گذشت. عمری رو در ترس و تردید زندگی کردم. البته توی جامعه نه در انزوا. ولی هیچوقت نتونستم عمل کردن رو فراموش کنم. این وسط چیزی که از دست دادم طراوت جسمی و ذوق و شوق برای زندگی بود. این وسط چیزی که به دستم رسید افسردگی و مرگ اندیشی حاد بود. فقط یک عمر مثل بودایی ها در مسک نفس و پرهیز به سر بردم تا زندگی سالمی داشته باشم(که البته خیلی خوبه)

من خودم تو این سالهاخیلی در مورد عمل کردن یا عمل نکردن فکر کردم و با خودم کلنجار رفتم و سعی کردم با خودم صادق باشم. و الان بعد از این سالها به این نتیجه رسیدم باید با عقلانیت ایمان به خدا و در نظر داشتن یک نقشه حساب شده برای یک زندگی سالم و درست و پاک دست به عمل زد. فقط تنها چیزی که مهمه اینه که بدونیم بعد از عمل چی می خواهیم بشیم و چه انتظاراتی از خودمون و زندگی داریم. نه اینکه بعد از عمل به این فکر بیافتیم. اگر برای زندگی بعد از عملت برنامه ای داری و می دونی که بدون اتکا به دیگران توانایی سرپا ایستادن رو داری معطل نکن و خودت رو از بلاتکلیفی نجات بده.

 

جواب به آيينه: می خواستم بگم که ... من و خيلی های ديگه مدت هاست که تصميممون رو واسه ی عمل گرفتيم ... مشکل منِ نوعی و اکثر بچه ها مسايل مادی و همين طور پيدا کردن يه جراح خوبه که توی ايران حال حاضر، اين دومی جز يه خواب چيزی نيست ... من بی چاره که نمی تونم برم خارج ... هنوز معافيتم نيومده ... تازه بياد هم پولشو ندارم ... همه ی اميدم به همين چندر غازيه که بهزيستی می خواد بده ... خانواده پشتيبانی مالی نمی کنن خيلی هامون رو ... مشکل ما تصميم نيست ...

 

(ادامه دارد ...)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 13:17  توسط پری سا عابدی  |